تولدم و واکسن شما
سلام پسر خوشگل و خوشخندم.
29آبان تولدم بود و شبِ 29سه نفری رفتیم شام بیرون و چقد یاد گذشته کردیم،یعنی پارسال......خیلی خوش گذشت و شما هم اصلا اذیت نکردی تازه برامون میخندیدی و آواز هم سر داده بودی.ههه بلند بلند برا خودت حرف میزدی!!!
اینم عکس شما پسرم:

گذاشته بودیمت تو کریرت ،اخه هر وقت شام میرفتیم بیرون هم شما خیلی اذیت بودی هم ما!ماهم تصمیم گرفتیم از کریرت استفاده کنیم.
و فرداش یعنی29آبان هم شام مهمون داشتیم...دوستامون بودن.شام هم رفتیم بیرون.شما خیلی اذیت شدی گلم،اخه صبحش واکسن زده بودیم و شما کلی گریه کردی و لب به می می هم نمیزدی...منم فقط دو سه قاشق شام خوردم.البته بابایی شما رو نگه داشت و میگفت تو شام بخور بعد بگیر ولی من دلم نمیومد.خاله فاطمه هم نگهت داشت و کلا همه به فکرت بودن.برا همین بعد شام ما زودتر سوار ماشین شدیم و رفتیم خونه و من شما رو آروم کردم و بعد دوستامون اومدن و کلی منو سورپرایز کردن...دوستم فرشته برام کیک درست کرده بود و واقعا خوشمزه بود...
اصلا نشد از موقع شام و موقعی که اومدم خونه ازت عکس بگیرم،البته شما تو خونه آروم بودی ولی من درگیر مهمونا بودم.فقط یه عکس از کیک انداختم:

تا ساعت 1 دوستا پیشمون بودن و شب خوبی بود.
عزیز دل مامان پارسال در شب تولدم خدا وجودتو بهم هدیه کرد و امسال هدیه از خدایم سلامتیتو و صالح بودنتو آرزو مندم.
چقد زود یک سال گذشت پسر ماهم.با بابایی یاد خاطرات میکردیم همش در حال بی بی چک گذاشتن بودم همش یادش بخیر وقتی بابایی گفت دوتا خط کمرنگه چنان به زمین و هوا میپریدم که نگو....
پسرم این عکسا هم دیروز و امروز ازت گرفتم.البته عمه محبوبه هم امروز ظهر کلی ازت عکس گرفته که بعدا که عکسارو گرفتم میذارم تو بلاگت.دست عمه جون هم درد نکنه کادوی چهارمین ماهگردت برات یه لباس ناناز خریده.معلومه خیلی دوست داره.عکس میگیرم تو پست بعدی میذارم.




خدایا به همه ی منتظرای نی نی ،نی نیه سالم بده.



تولدم و واکسن شما
